نوعروس بودم و شوهرم بداخلاقی می کرد تا اینکه با رامین آشنا شدم و ..!

نوعروس بودم و شوهرم بداخلاقی می کرد تا اینکه با رامین آشنا شدم و ..!
از روز اول با خواهرشوهرم مشکل داشتم. انگار جای او را تنگ کرده بودم. هرموقع خانه‌شان می‌رفتم اشکم را درمی‌آورد. در برابر این رفتارها من هم به او بدبین شده بودم. بعد از آنکه سر خانه و زندگی خودمان رفتیم خوشحال بودم. می‌گفتم به‌قول مادر‌بزرگم دیگر به هیچ کس اجازه نمی‌دهم برایم گربه برقصاند و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *